۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

درباره‌ي الي ...

تا قبل از غرق شدن الي، دوربين مدام جابه‌جا مي‌شود و بيننده به سختي مي‌تواند ميان شخصيت‌ها تمايز روشني قائل شود و روابط ميانشان را تشخيص دهد: آن‌ها «بچه‌هاي دانشكده‌ي حقوق»‌اند كه براي گذران تعطيلات سه روزه، مانند بسياري ديگر از طبقه‌ي متوسط مدرن شهري، به «شمال» آمده‌اند. در اينجا، بجز الي و احمد به دليل نقش متفاوتشان، فرديت ساير شخصيت‌ها اهميتي ندارد؛ آن‌چه مهم است وجدان جمعي است. رقص‌ها و خنده‌ها، بازي‌ها، گپ و گفت‌ها، همگي روح «لذت‌جويي» حاكم بر جمع را آشكار مي‌سازد. اما پس از غرق شدن الي و بيهودگي تلاش‌ها براي پيدا كردن او، رفته رفته شخصيت‌ها از هم تفكيك مي‌شوند. از آن پس گفتگوها حول مبرا سازي خود و مقصر جلوه دادن ديگري شكل مي‌گيرد. پرسش اصلي اين است: چه كسي مقصر است؟ اين پرسش اخلاقي است كه در متن بي‌تعهدي نهفته در سبك زندگي بچه‌هاي دانشكده‌ي حقوق، و پس از رخداد حادثه سربرمي‌آرد. ردپاي اين بي‌تعهدي از ابتداي سفر قابل ردگيري است: عدم هماهنگي لازم براي محل اسكان، رها كردن بچه‌ها در كنار دريا، بي‌توجهي و بي‌اطلاعي همه‌ي افراد درباره‌ي الي. در همين وضعيت پيش‌آمده است كه تناقضات دروني زندگي آن‌ها آشكار مي‌شود. جمع يك‌دست و صميميِ قبل از غرق شدن الي، تكه تكه و مملو از آشوب و درگيري مي‌شود. در متن همين تكه تكه شدن است كه شخصيت‌ها وضوح مي‌يابند، و با وجود اين وضوح، مي‌توان پي برد كه شخصيت‌ها پيچيدگي و غناي چنداني ندارند: آن‌ها انسان‌هايي بسيط و بدون عمق هستند. حتي دروغ‌گويي و رياكاري‌هاي آن‌ها در ادامه‌ي درگيري‌ها، بسيار ساده و ابتدايي به نظر مي‌رسد. همه‌ي اين رفتارها در واقع تلاش براي ايجاد كمترين اصطكاك ممكن با اين بحران است كه نشان از ميل عميق آن‌ها به گريز از اين وضعيت و فرافكني مسئوليت مرگ الي دارد. آخرين مقاومت‌ها در برابر اين تلاش در سپيده بروز يافته‌است، اما او نيز در نهايت تسليم سايرين مي‌شود. پرسش از مسئوليت مرگ الي نبايد ذهن آنان را بيش از اين مشغول خود سازد: «يك پايان تلخ بهتر از تلخي بي‌پايان است». براي آن‌ها اين حادثه ديگر تمام شده است، و درآوردن اتومبيل گير كرده در كنار ساحل از ميان شن و ماسه آخرين اقدام لازم براي بازگشت به زندگي طبيعي است.
اما درحاليكه مرگ الي براي بچه‌هاي دانشكده‌ي حقوق پاياني تلخ است، براي نامزد الي تلخي بي‌پايان است. او كه به دليل گرايشات سنتي خود برخلاف احمد نتوانسته بود طلاق را به عنوان يك پايان تلخ بپذيرد، بايد زندگي جديد خود را بدون الي و با خاطره‌اي تلخ از او در كنار كيفش شروع كند، تلخي كه به دليل «نه»ي كاذب سپيده در ذهن او نشسته است. او نمي‌تواند با اين مساله كنار بيايد كه چگونه الي توانست بدون ذكري از او براي آشنايي با احمد به شمال سفر كند (همانطور كه در نگاه پيرزن شمالي اصلا چنين احتمالي وجود ندارد)، مساله‌اي كه براي همسفران الي، نظر به اظهارات سپيده و نيز دوستي او با احمد، از اساس موضوعيتي ندارد.
در اينجا وضعيت غامض الي آشكار مي‌شود: الي به زندگي مدرن پرتاب شده، اما بندهاي زندگي سنتي همچنان او را رها نكرده است. او از يك سو مي‌خواهد زندگي مدرن را تجربه كند و از سوي ديگر همچنان گرفتار روابط سنتي باقي مانده است. اين وضعيت بينابيني وضعيت بحران هويت است، بحراني كه در قالب نام او خود را نمايان مي‌كند: تا پايان فيلم اسم واقعي الي مشخص نمي‌شود. شغل الي به عنوان مربي مهد كودك جايگاهش را در طبقه‌ي پايين اقتصادي بيان مي‌كند و او را از طبقه‌ي متوسط بيگانه مي‌كند، بيگانگي كه در چشمان پسربچه‌ي شمالي قابل فهم است. الي قرباني سبك زندگي مدرن در جريان درنورديدن طبقات است. مرگ الي، يادآور مرگ «مليحه» در «شهر زيبا»ست. اكبر، دوست مليحه، براي جلوگيري از ازدواج اجباري او با فرد مورد نظر خانواده‌اش و به خواست خود او، مليحه را به قتل مي‌رساند. در اينجا نيز ايده‌ي عشق رمانتيك كه خصلتي مدرن دارد، در طبقه‌ي كارگر سنتي ظهور مي‌كند و از آن قرباني مي‌گيرد و در ادامه نيز ما شاهد تبعات اين تناقض در متن زندگي سنتي اين طبقه هستيم: در شهر زيبا همه قرباني‌اند. اما درست به عكس، درباره‌ي الي در متن زندگي مدرن طبقه‌ي متوسط پيش مي‌رود و سهم افراد اين طبقه در قرباني شدن الي و بي‌مسئوليتي آن‌ها را به نمايش مي‌كشد: در درباره‌ي الي، تنها الي و نامزدش قرباني اين تناقض هستند. اين تناقض الي را نيز مانند مليحه به يك تصوير محض بدل كرده‌است و همين ويژگي ورود به لايه‌هاي دروني شخصيت او را ناممكن مي‌كند: فيلم بيش از اينكه درباره‌ي شخصيت الي باشد، درباره‌ي موقعيت الي است، موقعيتي كه عده‌اي را در خود غرق مي‌كند و عده‌اي در آن چاره‌اي جز زيستن در تلخي بي‌پايان ندارند، موقعيتي كه همه‌ي ما در پيدايش و ادامه‌يافتن آن، هرچند اندك و ناخودآگاه، نقش بازي مي‌كنيم.

۲ نظر:

  1. fek mikonam mohemtarin chiz ra esme film migoft: darbareie eli. eli dar miane hamr chiz faramush shod

    پاسخ دادنحذف
  2. اتفاقا شاید با بحران هویت الی مواجه نمیشویم. بحران هویتی که در همراهان الی دیده میشود و این همراهی و گسست آنها خیلی پررنگ تر است

    پاسخ دادنحذف